سلام
سلام به همه اونايي كه تو اين مدن كه نبودم به اين خونه سر زدن و به يادم بودن . تصميم گرفتم دوباره بنويسم . دلم براي همه شما دوستان خوب و نازنين تنگ شده بود . در هر صورت دوباره اومدم .
چشم به راه
توي لحظه هاي ترديد
زير چتر خيس بارون
يا شباي بي پناهيكه برام بوده فراوون
ياد خاطرات خوبت
حك شده تو دل خسته ام
تو دلم ستاره روشن
رو لبم حسرت لبخند و نگام به آسمونهاست
تا دوباره روز روشن
لذت گرمي خورشيد و
نگاه خنده رويي
كه به قلب سرد و خسته ام
بده گرماي يه اميد
نگو زندگي پر از درده
؛ عاشقي چاره هر درده ؛
عمر من هي داره ميره
ولي افسوس
زير بارون
چشمهاي خسته از اشكم
در به در
دنبال چشمهاي تو ميگرده ...