رفاقت ما
منو، تو توبازي عشق
هركدوم يه سهمي داشتيم
سهمي كه براي اجراش
هيچ كدوم كم نمي زاشتيم
سهم من فقط همين بود
كه با ياد تو بمونم
توي شاديو ، تو غصه
هميشه از تو بخونم
سهم تو فقط همين بود
بريو تنهام بزاري
بري اما توي قلبم
يه نهال از غم بكاري
سهم من فقط همين بود
كه تو رو تو خواب ببينم
توي روياهام هميشه
از لبات خنده بچينم
سهم تو فقط همين بود
كه بگي دوستم نداري
كه بگي تو اين زمونه
مثل من ، تو كم نداري
سهم من فقط همين بود
كلبه اي از عشق بسازم
تا به اون چشاي زيبات
همه چيزمو ببازم
سهم تو فقط همين بود
دلمو بازي بگيري
يا بگي براي عشقم
تو ديگه خيلي حقيري
سهم من فقط همين بود
كه تو رو خدا بدونم
براي اين كفر زيبا
تو بشي تمومه جونم
سهم تو شايد همينه
كه بري واسه هميشه
بريو آخر ندوني
كه سر انجامم چي مي شه
آره ما تو اين رفاقت
هركدوم يه سهمي داشتيم
سهمي كه به خاطر اون
عشق و زير پا گزاشتيم
تو با رفتنت شكستي
كمر عشق و رفاقت
تو نفهميدي چي ميشه
معني مهر و صداقت
منم از زيادي عشق
پا به روي اون گذاشتم
چون تصور من اين بود
جز تو هيچ چيزي نداشتم
قصه رفاقت ما
قصه دوريو ، عشقه
قصه اي كه اين طبيعت
واسه آدماش نوشته
يا بايد تو اين رفاقت
تا ابد اسير بمونيم
يا از اين قافله عشق
ما هميشه جا بمونيم
چونكه منطق جاي احساس
دلا رو احطه كرده
اگه احساس بشه منطق
عشقامون يه جور نبرده
يه نبردي كه هميشه
يكي توش اسير عشقه
يكي ام واسه هميشه
پادشاه بي سرشته
بهزاد : 10/06/84