س ا ر ي ن ا
هنوز
حرارت قلبت را
با تمام جانم
احساس ميكنم
هر آن زمان
كه
نشاني هايت را
در آغوش ميكشم
كاش ...
دلتنگم
براي ثانيه هايي
كه با تلفظ " تا بعد "
به انتظار سلامت نشستند
تو چه زيبا بودي
هر چه من زشت و پليد
ياد آن ظهر پر از عشق بخير
لحظه ديدارت
و در آغوش تو رويا ديدن
چه تماشايي بود
پ ن : به رسم تمام پي نوشتهاي عاشقانه ات و به احترام ثانيه هايي كه به من بخشيدي در پي هر اشكي كه به جا ميماند از روحم در دل اقيانوس نام زيباي ترا مينويسم خوبم . هر كجا هستي خوش باشي و بدان عطش چشمانم تنها با تماشاي گل روي تو سيراب ميشود .
حال خوشي ندارم . گويي از خواب عميقي بي هوا از جا پريده ام . گيج و منگ . دلشوره لحظه هاي زيبايم را به كام تنهايي خود كشيده است . دعايم كنيد ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر ۱۳۸۹ ساعت 20:42 توسط باران
|