نشانی
صدایی آشنا٬ از تار پود ذهنم
میخواند مرا
بهروز ٬ بهروز ٬کجایی ٬
چرا صدای مرا پاسخی نیست
آخر چیزی بگو
کجای این بیهودگی جاماندی
نشانی از تو نمانده
صدای نفسهایت در نفس کدام هوس
غوطه ور شده است
گم شده ای آیا ؟
اما ٬ من که هستم
چرا نمیبینی مرا
نمیدانم ٬ شاید هم راست میگویی
گم شدم آیا
نشانی ام کو
من همیشه آنرا
در پس گوشه قلبم نگاه میداشتم
چه کسی دزدیده آنرا
چرا کسی نیست تا کمکم کند
صدا چه شد
شاید هم خسته شده
آری ٬ حتماً
پس تکلیف من چه میشود
شاید تا ابد ٬ بی نشان بمانم
اما نه ٬ نه
آهای آهای مردم من گمشده ام
کمکم کنید
مریم منتظر مانده
غزل چشم بدر است
اوه ٬ آقا شما مرا میشناسی
منم بهروز ٬ فرزند بیژن ٬ پدر غزل
به یاد داری نشانی ام را ....