بازگشت
چه شبی در پیش است
شب رویای عروسک بازی
شب بیخواب شدن از غم عشق
شب اشک خونین
شب زیبایی تو
شب تنهایی من
شب بی تابی ما
شب کم خوابی ماه
و سحر می آید
با هزاران بازی
بر نگاهی خسته
در سحر من ز منی خواهم رست
یا که شاید به خودم می آیم
و به پرواز ابد خواهم رفت
فاصله بین من و تو قدمی است
به درازای شب تیره و تار
ز شرارت ٬ زگناه
باید امشب ز بدی برگردم
تا که شاید با تو باشم در راه !
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۶ ساعت 7:40 توسط باران
|