كوچه پس كوچه هاي زندگي
در رهگذار عمر
به كوره راهي رسيدم بس تاريك
بي اميد
نه شايد اميد هم بود با من
آه ، سكوت چقدر تلخ بود
براي من كه با سكوت
ميرفتم و براي مريم شايد .؟
دلم
كه با صداي تيك تاك ساعتي
به قعر اشك رفته بود بي صدا گرفته بود
قلم براي اشك ميسرود
صداي ناشنيده را و من
كه مينوشتم از صداي غم
به خواب ميشدم
كتاب غم ، سروده سكوت عشق
سروده صداي غم
سروده نگاه تو
نوشته كلام من
براي تو
آه ، اشك اشك اشك
سكوت و غم
صداي من
خروش تو
هواي خاطرات ما
دلم هواي رفتن از ديار اشك
صداي غم
نگاه شرم
به يك سرود تازه ميكند ..........
به كوره راهي رسيدم بس تاريك
بي اميد
نه شايد اميد هم بود با من
آه ، سكوت چقدر تلخ بود
براي من كه با سكوت
ميرفتم و براي مريم شايد .؟
دلم
كه با صداي تيك تاك ساعتي
به قعر اشك رفته بود بي صدا گرفته بود
قلم براي اشك ميسرود
صداي ناشنيده را و من
كه مينوشتم از صداي غم
به خواب ميشدم
كتاب غم ، سروده سكوت عشق
سروده صداي غم
سروده نگاه تو
نوشته كلام من
براي تو
آه ، اشك اشك اشك
سكوت و غم
صداي من
خروش تو
هواي خاطرات ما
دلم هواي رفتن از ديار اشك
صداي غم
نگاه شرم
به يك سرود تازه ميكند ..........
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۸۶ ساعت 13:59 توسط باران
|