عشق نهفته
صفحات زندگی
ورقهای رنگارنگ
گاه سپید ٬ گاه سیاه
پایین و بالا
هیچ می دانی
لحظه ای دیگرچه خواهد شد ؟
آیا مرگ ٬ یا شاید ...
آری ٬ شاید تولد
تولد درد ٬ غم ٬ اندوه
یا شاید لبخند
صفحات زندگی ورق میخورند
من را کنار تو
و غزل را در میان ما
چقدر زیبا
دیگر رفتن را دوست ندارم
میدانی پشت خاطرات ٬ گورستان من است
پس میمانم
میمانم شاید بیایی
در طلوع خورشید یک روز زیبا
و بر دفتر زندگی ام
خاطره ای نقاشی کنی
از آینده
آینده ای شاید روشن
شاخه گل مریم
دوستت دارم
شاید بخاطر عشق
تنها ستاره خوبی من
زندگی ام را دوباره روشن کن
دوستم داشته باش
غم دوری تو
وجودم را تکه تکه کرد
آه ...
که چقدر از تو دور شدم
مرا ببخش و سکوتم را بشکن
تا فریاد کنم٬ دوستت دارم
هنوز مهر نگاهت ٬ شوق لبخندت
نگاهم را به آینده خیره کرده است
دوستت دارم
تا همیشه ...