سلام
متاسفم از اينكه نگرانت بودم
متاسفم حتي براي اعتمادي كه به تو داشتم
اگه فكر مي كردم كامنت گذاشتن من انقدر ناراحتت مي كنه كه مجبور شي پاكش كني هر گز كامنت هم نمي گذاشتم
البته فكر نمي كنم تو ناراحت شده باشي
بيشتر به خاطر ناراحت نشدن بعضيا برش داشتي
تعجب مي كنم وقتي ميزان شعور و صداقتش رو نشون داده بود تو اينطوري خامش شدي
ببخش من رو براي همه ي وقتهايي كه مزاحمت بودم
منتظر جوابت نمي مونم
و فراموش مي كنم كه اي دي مو داشتي
كه داداشم بودي
يا تلفني از من داري
كه با هر كدوم از اينا مي تونستي از نگراني درم بياري و نيا وردي
براي عشق تازه
و روزهاي نو برات آرزوي عاقبت به خيري مي كنم
ديوونه!!!
[خط فاصله]
سلام . قبل از هر چیز به خاطر اینکه دیر شد تا جواب کامنتت رو بدم عذر خواهی میکنم . خواهر خوبم : در مورد نوشته ات مواردی هست که بایستی راجع به اونها روشن بشی . البته اگه که بتونی قبولشون کنی .
بهار خوبم تو چه جوری نگران من بودی وقتی من با اینکه بهت خبر داده بودم از وضعیت بیماریم و تو شماره منو داشتی حتی از حالم با خبر نشدی ؟
تو چه جور به من اعتماد داشتی که حتی حاضر نشدی خودتو به من نشون بدی و منو از دیدن چهره ات محروم کردی ؟
آره ، من کامنتت رو پاک کردم چون تو منو تو سر در گمی گذاشتی . من اون نوشته ها رو واسه کسی نوشته بودم که از اول راه خودشو به من نشون داد و هیچ وقت نخواست من یه لنگه پا بین ودم و دلم قرار بگیرم
بهار من از تو کمک خواستم در مورد همون بعضیا ولی تو تنها کاری که نکردی کمک بود . یادت نره که هر کس برای خودش شخصیتی داره . اصلا گیریم که اون به من دروغ گفت . تو تا حالا به کسی که دوستش داشتی و داری دروغ نگفتی ؟ تو واسه اینکه دلش رو بدست بیاری هیچ وقت براش ناز نکردی ؟ هر چند من در اون مورد تحقیق کردم و متاسفانه بایستی بهت بگم که همه چیز عین حقیقت بود .
بهار هیچ وقت یادت نره که تو منو داداش خودت میدونستی ولی حتی به اندازه یه غریبه هم به من اعتماد نداشتی . نمیخواستم هیچ وقت این حرفها رو بزنم اما مجبورم کردی که حرف دلم رو بهت بگم . در ضمن همیشه قرار این بود که تو با من تماس بگیری و فکر میکنم اون کسی که باید ناراحت باشه از بیوفایی منم که خواهرم حتی هفته به هفته هم یادم نمیافته
من تو رو دوست داشتم به عنوان خواهرم اما فکر میکنم بایستی راجع به این دوست داشتن تجدید نظر کنم . در هر صورت اگه رفتن رو انتخاب کردی برات روزگار خوشی رو آرزو میکنم . من از تو خیلی چیزا یاد گرفتم که از بابتشون ازت ممنونم . من یاد گرفتم که اگه قولی دادم اونقدر طرفم رو سر بدوونم که فرامش کنه . یاد گرفتم اگه کسی رو دوست داشتم هیچ وقت خودمو بهش نشون ندم . یاد گرفتم که اگه دل واپس کسی شدم منتظر باشم تا اون بهم زنگ بزنه . یاد گرفتم که خیلی راحت به شعور مردم توهین کنم بدون اینکه دلیل کارهاشونو بدونم . و برای خودم متاسفم که برای مشورت کردن تو رو انتخاب کردم .
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:32 توسط : بهروز


