سه شنبه دوم تیر 1388
عاشق شدم ...سپیده دمید
از پس آن شب
که نور امید را در دلم سوزاند
روحم سپید شد
دل به خروش آمد
عاشق شدم
عاشق خنده های غمگینت
قطره قطره های مروارید
که از پس هر خاطره
از چشمانت سرازیر میشود
چقدر دلم برای تو تنگ میشود
دل تو هم تنگ میشود برای من
میدانم
قلبم نثار مهربانیت
ای آشناتر از هر کسی به من
دوستت دارم ٬ بینهایت ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:45 توسط : بهروز


