یک روز عاشق بودن
یک روز خسته از دنیا
چه بگویم
که از این تغییر بی مقدار
خسته و افسرده ام
یک شب به نگاهی عاشق شدم
به دلم خندیدم
من در جواب چراهای دلم
سکوت نمودم
راه عشق پیمودم
درد عشق بر جان خریدم
خاک عشق به دیده نشاندم
هر شب از برای دیدارش
تا سحر نخوابیدم
سوختم
ننالیدم
حال اینک
از من
خاکستری مانده
که تند باد تنهایی
آن را نیز با خود خواهد برد
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:5 توسط : بهروز


