تبليغاتX
شعر سپید
ستاره ميرود ، شب ميرود ، من ميروم ، تو ميروي ، ما ميرود ، و رفتن چه صرف غم انگيزي دارد، غم انگيز و گريه دار .....
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386
كوچه پس كوچه هاي زندگي

 

((بهروز ))

 در رهگذار عمر
           به كوره راهي رسيدم بس تاريك
                                             بي اميد
نه شايد اميد هم بود با من
                     آه ، سكوت چقدر تلخ بود
                             براي من كه با سكوت
                                       ميرفتم و براي مريم شايد ....

 


دنباله شعر

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:28 توسط : بهروز
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
مترسک عاشق

(بهزاد)

 

توي گندمزار عشقت
من مثل مترسك هستم
كه توي قلب سياهت
من روي يه چوب نشستم .......
 


دنباله شعر

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:52 توسط :
یکشنبه هجدهم شهریور 1386
بودن

 

 

مریم تا بود ٬ عاشق بود

زیبا بود

و من در گستردگی وجودم

عشق و زیبایی را از او آموختم...

 


دنباله شعر

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 17:28 توسط : بهروز
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386
تولد

 

(بهروز)

(( به بهانه تولد غزل ))

غزل دمید

در سکوت یک روز تابستان

و ٬ غروب ناپیدای زندگی را روشن ساخت ...


دنباله شعر

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:37 توسط : بهروز
دوشنبه پنجم شهریور 1386
رفاقت ما

( بهزاد )

 

منو تو ٬ توبازي عشق
هركدوم يه سهمي داشتيم
سهمي كه براي اجراش
هيچ كدوم كم نمي زاشتيم  ...
 


دنباله شعر

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:46 توسط :
پنجشنبه یکم شهریور 1386
به مریم ( حماسه لبریز از عشق )

 ( بهروز )

ستاره سوسو ميزد ، وقتي
         به ميهماني مهتابي ترين شب عشق رفتي
آمدي ،

        وقتي من حتي در حضور خود بيگانه بودم
آمدنت را نفهميدم ...


دنباله شعر

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:53 توسط : بهروز

RSS