یکشنبه سی و یکم تیر 1386
من کیم ؟ از کجایم ؟ به کجا خواهم رفت؟
هر زماني كه گذشت
ياد ايام مرا سخت به زنجير كشيد
و مرا برد به آنسوي زمان
آن زماني كه مرا
در كنار نگهي خسته به تصوير كشيد
آنچنان مست ز بودن بودم
كه فراموشم شد
ازچه رو زنده در اين زندگيم
من كيم ؟ از كجايم ؟ به كجا خواهم رفت؟...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:46 توسط :
یکشنبه سی و یکم تیر 1386
صدای خسته من
تو صدای خسته من
گفتنی همنفس من
رفتن و رفتن و رفتن
قصه های تلخ موندن
تو صدای خسته من
این دل شکسته من
واسه تو میتپه اما
تو کجا و غصه من
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:22 توسط : بهروز
شنبه سی ام تیر 1386
رویا
کبوتر ٬ بال میزد
میپرید آخر
ولیکن ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:45 توسط : بهروز
جمعه بیست و نهم تیر 1386
مترسك عاشق
توي گندمزار عشقت
من مثل مترسك هستم
كه توي قلب سياهت
من روي يه چوب نشستم
تو هم اما واسه من
مثل يه كلاغ مي موني
كه روي شونم مي شيني
قصه اي از غم مي خوني
قصه اي كه جز سياهي
واسه من هيچي نداره
كه كلاغ قصه ما
واسم ارمغان مياره...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:46 توسط :
جمعه بیست و نهم تیر 1386
انتظار تلخ
خيلي بد كه يه آدم
هميشه منتظر باشه
با غصه ها بشينهو
چشماش همش به در باشه
خيلي بد كه قلبمون
هميشه از غم بخونه
چهره هامون با درد عجين
لبريز ماتم بمونه
تو اين زمونه غريب
منم اسير غم شدم
با رفتنت عزيز دل
سوختم و خاكستر شدم...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:53 توسط :
جمعه بیست و نهم تیر 1386
دنياي بي تو
اگه مي شد باز دوباره
بتونم از تو بخونم
خوب مي شد اما مي دونم
نميشه عزيز جونم
چشماي تو زير خاك
قدرشونو ندونستم
من مي خواستم با تو باشم
اما حيف شد ، نتونستم
يادم بهت مي گفتم
تو واسم عزيزتريني
اگه تو بري ز پشيم
مرگمو به چشم مي بيني...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:34 توسط :
جمعه بیست و نهم تیر 1386
رفاقت ما
منو، تو توبازي عشق
هركدوم يه سهمي داشتيم
سهمي كه براي اجراش
هيچ كدوم كم نمي زاشتيم
سهم من فقط همين بود
كه با ياد تو بمونم
توي شاديو ، تو غصه
هميشه از تو بخونم...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:3 توسط :
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386
بی نام
من به یاد اون همه ستاره
که تو شب تنهایی
از دل آسمون چیدم
قصه ترو سرودم
تو دلم غصه فراوون و
چشم ابر بهارون و
تنم تشنه بارون و
سرم خاطره بارونه
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:21 توسط : بهروز
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386
ستاره
من و این همه ستاره
که همه اش بوی تو داره
قصه های موندگاری
که از آسمون میباره ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:46 توسط : بهروز
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
قصه شب سیاه
تو ستاره ای ٬ تو ماهی
قصه شب سیاهی
تو ترانه غریبی و
نگاه بی گناهی ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:5 توسط : بهروز
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
نشانی
صدایی آشنا٬ از تار پود ذهنم
میخواند مرا
بهروز٬ بهروز ٬ کجایی ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:15 توسط : بهروز
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386
زیبا
شب شد ٬ دوباره شب
سوسوی ستاره
و غزل که میخواند مریم را
آه چقدر زیبا ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:5 توسط : بهروز
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386
بازگشت
چه شبی در پیش است
شب رویای عروسک بازی
شب بیخواب شدن از غم عشق ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:40 توسط : بهروز
شنبه بیست و سوم تیر 1386
گناه بی تو بودن
شب است و ماه
همچنان در زیر ابر پنهان
و من ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:36 توسط : بهروز
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386
وداع
<< حسرت غروب میکشد مرا ٬ و من به افق دور دست مینگرم تا شاید در دور دست غروبی دیگر را در آغوش کشم >>
گفته بودم ٬ به غروبم نزدیکم
به طلوعت راهی نیست
گفته بودم ٬ که کبوتر میرود زود
شب میشود نزدیک ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:12 توسط : بهروز
چهارشنبه بیستم تیر 1386
باران
(( ای کاش تا زنده ایم زندگی کنیم ))
آسمانی تیره
تیره و ابر آلود
تیره و باران زا ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:50 توسط : بهروز
سه شنبه نوزدهم تیر 1386
تنها ماندم
امشب در خیالم
با آواز ٬ بی رویا
تا فردا ٬ تنها ماندم ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:23 توسط : بهروز
دوشنبه هجدهم تیر 1386
سبزترين بانو
براي بانوي دوعالم
چه سبز گوشه سجاده ات تبسم داشت
چه گرم وقت دعا با خدا تكلم داشت
هميشه دامن پرچين خانه ات بي بي
براي سفره شهرت چقدر گندم داشت
نسيم دامنه هاي بلندالطافت
ميان آنهمه خشكي هواي مردم داشت
شنيد حلقه در، هرسلام جبرائيل
هميشه در پي خود آيه عليكم داشت
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:9 توسط :
یکشنبه هفدهم تیر 1386
بهانه
همیشه بهانه ای هست
همیشه
که این خیال لعنتی من را رها نکند ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:27 توسط :
یکشنبه هفدهم تیر 1386
خاطره
<< هر روز که میگذرد از ما جز خاطراتی
چه تلخ و چه شیرین چیزی بر جای نمیماند >>
دیشب که گذشت
زشت ترین شب زندگی ام بود
شاید !...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:5 توسط : بهروز
شنبه شانزدهم تیر 1386
هدیه
<< غم دنیای دنی چند خوری باده بخور
حیف باشد دل دانا که مشوش باشد >>
حضرت حافظ
در یک سحر
سحری سرد و غبار آلود
کوله بار آرزوهایم را
بر دوش میگیرم ....
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:10 توسط : بهروز
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386
بودن
مریم تا بود ٬ عاشق بود
زیبا بود
و من در گستردگی وجودم
عشق و زیبایی را از او آموختم ....
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:55 توسط : بهروز
یکشنبه دهم تیر 1386
سئوال بی جواب
شب
وقتی که ستاره بیدار میشود
و ماه...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:12 توسط : بهروز
شنبه نهم تیر 1386
دل تنگ
امشب هم گذشت
مثل تمام شبهای گذشته
ومن تنها ٬ بدون تو
در فکر فردا فرو رفتم...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:30 توسط : بهروز
شنبه نهم تیر 1386
سرگذشت
سرگذشت من
کتاب کهنه ای را ماند
که در سطر سطر آن
عشق و امید جاریست ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:55 توسط : بهروز
چهارشنبه ششم تیر 1386
غروب امید
امید که رفت
مریم تنها شد
من تنها تر
و ما دیگر شاد نبودیم ....
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:10 توسط : بهروز
دوشنبه چهارم تیر 1386
فردای بهتر
ناامید و سرگشته
در آرزوی فردای امیدوار
به خواب فرو میروم
با مریم ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:20 توسط : بهروز
یکشنبه سوم تیر 1386
توشه تنهایی
در سکوت بی منتهای شب
شقایق بود که جامی از خون
بر ذهنم فرو ریخت
باید میرفتم
هرچند ...
دنباله شعر
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:1 توسط : بهروز